مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

16

طب اكبرى ( فارسى )

علاج : رگ قيفال زنند . و بر ساق ، حجامت كنند با شرط - شرط ، پاكى زدن را گويند - . و به مطبوخ عناب و آلو و نيشوق و سپستان و تمر هندى و بنفشه و شاهتره كه ترنجبين در آن آميخته باشند ، طبع را ملايم سازند . و شربت‌هاى مطفيهء خون چون شراب عناب و نيلوفر و آلو بنوشند . پس از تنقيه ، آرد جو و طحلب با عصارهء بيد و اندكى سركه آميخته [ و ] طلا كنند . و عصارهء كاهو و خرفه و كدو با روغن گل و شير زنان يار [ يعنى مخلوط ] نموده [ و ] در بينى كشند ، و « استنشاق » ، همين است . و اگر اين را تسعيط كنند يعنى در بينى چكانند اقوى باشد . و آب خيار و كاهو و گشنيز تر و روغن گل و اندكى سركه در شيشهء گلو گشاده بريزند و بجنبانند و هر ساعت ببويند و « لخلخه » ، اين است . [ 20 ] بيان اغذيهء [ مفيد صداع دموى ] : مزوّرات حامضه كه از آلو و زردآلو سازند ، يا تمر هندى و اندكى شكر ، يا از عدس مقشّر و آب انار ترش يا آب غوره يا از ماش مقشّر و اسفاناخ و كدو و آب نارنج ، همه مفيد است . امّا آنجا كه سرفه بود ، بر ماء الشعير اقتصار ورزند و گرد ترشى نگردند . [ 21 ] علامت صداع صفراوى « 1 » : شدت حرارت ملمس و خشكى خياشيم يعنى منخرين و تلخى دهان و تشنگى و سرعت نبض و صفرت [ و ] صفاء بول و صفرت روى بود . علاج : بهر تنقيهء صفرا ، هليلهء زرد و كابلى و آلو و زبيب و عنّاب و اصل السّوس و تمر هندى و سپستان بجوشانند و ترنجبين و مغز فلوس در آن حل كنند و بپالايند و بنوشند . و اگر به جاى ترنجبين شير خشت كنند ، بهتر باشد . پس از تنقيه ، بهر تبديل مزاج ، اطليه و سعوط و لخلخه و جز آن از تدابير مبرّده كه در دموى گذشت به كار برند . و سبوس گندم و خطمى و بنفشه در آب جوشانند و پاشويه كنند . [ 22 ] هرچه از اغذيه در دموى گذشت تناول كنند . [ 23 ] [ فايده ] : ببايد دانست كه در صفراوى ، در تبريد بيشتر كوشند و در دموى ، در تحليل . [ 24 ] علامت صداع بلغمى « 2 » : گرانى سر است و كدورت حواس و بسيارى خواب و

--> ( 1 ) . قاموس القانون : ( 2 ) . معالجات واعظى : . Phlegmic headache